أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

304

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) اينجا گرمابه‌اى نيكو است . اگر پادشاه ميل داشته باشد به گرمابه رود تا از كوفت راه و ماندگى كارزار ايمن و آسوده گردد ، رواست . پادشاه به گرمابه درآمد تا سر و تن خود بشويد كه ناگاه جمعى مسلّح در حمّام به سر وقت پادشاه رسيده او را گفتند : تو بر ترسايان شوم آمدى و تا نوبت پادشاهى به تو رسيده است چندين هزار ترسا را به جنگ مسلمانان فرستادى و همه را به كشتن دادى ، اولى آن است كه تو را از ميان برداريم و ديگرى را به جاى تو قرار داريم . اين بگفتند و او را در گرمابه بكشتند . چون خبر كشته شدن قسطنطين به امير المؤمنين عثمان رسيد ، عظيم خوشدل شد و بگفت : الحمد للّه كه چنين دشمنى هلاك شد ؛ چه اسلام و مسلمانى را معاندى سخت و دشمنى قوى بود . [ 52 ] فتح افريقا چون امير مصر نامه‌اى نوشت به امير المؤمنين و حال كثرت اموال و ضعف مردم افريقيّه شرح داد و دستورى خواست كه بدان جانب رود و آن ولايت را فتح كند ، امير المؤمنين عثمان در جواب نامهء او نوشت : مناسب نيست كه بدان جانب به روى ؛ چه از امير المؤمنين عمر ( رضى ) شنيده‌ام كه گفت : تا عمر من بود هيچ مسلمانى را به غروهء افريقيّه نفرستم . چون امير المؤمنين عمر كراهت داشت كه كسى را آنجا بفرستد ، من نيز كراهت مىدارم و نمىخواهم كه مسلمانان را در آن طرف برى و سرگردان كنى . چون خطاب امير المؤمنين عثمان به عبد اللّه بن سعد رسيد ، عزيمت خويش را در توقّف داشت . امّا فوجى را از لشكر اسلام بر آن جانب روان كرد تا سواد افريقيّه را غارت كنند و غنايم بسيار از آن ولايت به دست آورند . امير المؤمنين از آن حال خبر يافت

--> [ ( 52 ) ] چ . ل : معاندى صعب بود .